گروه خبرنگاران افتخاری / نظام مشرفی‌ نبی‌کندی: كتاب «نو ارغنون» تأليف فرانسيس بيكن ترجمه محمود صناعی توسط انتشارات جامی منتشر شد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، مبدع «نو ارغنون» زمانی است كه در برابر تأكيد ارسطو بر «قياس» به عنوان روش اصلی كسب معرفت، فرانسيس بيكن بر «استقراء» تأكيد كرد و استقراء را موضوع خاص «ارغنون جديد» يا منطق جديد خود قرار داد.

اين منطق جديد فرانسيس بيكن همان «منطق علمی» است كه در علوم جديد مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. بدين لحاظ اميل بريه، «نو ارغنون» فرانسيس بيكن را «برنامه علوم طبيعت همراه با بخشی از منطق كه مربوط به آن‌ها است» می‌داند.

ظهور علم جديد و اهميت تاريخیِ آن به لحاظ اثرگذاری در ساختارهای اجتماعی، سياسی و اقتصادی شهرهای اروپايی، يكی از مهمترين تحولات در قرن شانزده ميلادی است. در اين قرن، «علم و دانش» تبديل به ملاك سنجش و ارزيابی هرگونه ديدگاهی می‌شود تا جايی كه به محتوای فلسفیِ آن دوران راه پيدا می‌كند. از اين رو می‌توان گفت، «انسان» قرن شانزده ميلادی، «فرديت» مشتاق به كشف قوانين علمی است.

برای انسانِ اين قرن كه خواهان فاصله‌گيری از قرون قبل از خويش است، جهان و به‌ويژه پديده‌های طبيعی آن، با شگفتی تمام تبديل به موضوعاتی برای بررسی و شناخت می‌شوند. آن هم صرفاً برای آنكه بتواند بر آن فرمانروايی كند. اين انسان جاه‌طلب و در عين حال مشتاق كشف هر آنچه كه «در جهان هست»، اكنون از طريق فيزيك و شيمیِ و نيز ساير رشته‌های علوم طبيعیِ جديد، مجذوب شده به دستاوردهای اخير خويش، بی‌محابا به سمت نظريه‌های علمی نوينی حركت می‌كند، كه به كمك آن‌ها چنانكه در بحث‌های آينده خواهيم ديد، به فكر تسخير «آينده» می‌افتد.

فرانسيس بيكن را می‌توان پدر فلسفه تجربی و پوزيتيويستی انگلستان دانست. او بر خلاف رويكرد فلاسفهء باستانی و قرون وسطی تعريف جديدی از معرفت و هدف علم آموزی ارائه داد. بيكن صراحتاً اين نظر را مطرح می‌كند كه غايت علم‌آموزی، ارتقاء معنوی و يا رشد وجودی انسان نيست بلكه هدف، افزايش قدرت آدمی است

باری، در مقايسه با انسان‌گرايیِ رنسانس ايتاليايی، شايد بتوان گفت، اگر در عصر رنسانس، فيلسوف يا هنرمند ايتاليايی، تبيينِ خود از جهان را بر محور «انسان»، ترسيم می‌كردند و حتی در عرصه‌های ايمانی، آنچه به تصوير درمی‌آمد، چهرة «انسانی شده» اين قلمروِ ايمانی بود، اكنون برای انسان اروپايیِ برآمده از اصلاح دينی، هر چند هر كشفی كه صورت می‌گرفت، همچنان بر اساس محوريت «انسان» انجام می‌يافت، اما اين جسارتِ به اصطلاح انسان‌محورانه (اومانيستی)، يكسره جنبه‌ای عقلانی ــ علمی به خود گرفته بود. به بيانی اين‌بار، نگرش انسان‌محورانه، تمام قوای آزادشدة «خود ـ كنترل» ايمانی خويش را صَرف دم و دستگاه قلمرو جديد‌التأسيسِ علم و دانشی می‌كند. آن هم علمی كه از طريق «شناخت»، وعدة غلبه بر طبيعت (و به معنايی تسخير جهان) را به وی داده است.

فرانسيس بيكن را می‌توان پدر فلسفه تجربی و پوزيتيويستی انگلستان دانست. او بر خلاف رويكرد فلاسفهء باستانی و قرون وسطی تعريف جديدی از معرفت و هدف علم آموزی ارائه داد. بيكن صراحتاً اين نظر را مطرح می‌كند كه غايت علم‌آموزی، ارتقاء معنوی و يا رشد وجودی انسان نيست بلكه هدف، افزايش قدرت آدمی است. شايد بزرگترين تأثير بيكن در فلسفه غربی همانا نقش او در پيدايی و تأسيس «علوم تجربی» يا «علم مدرن» يا همان Science است.

او تمام نظام‌های فلسفی را اعم از فلسفه‌های كهن و معاصر بی‌حاصل و بی‌فايده انگاشت و به انديشه احياء و تجديد بنای فلسفه افتاد و طرحی نو در انداخت و آن را «احيای كبير» نام نهاد. می‌خواست به هر نحوی كه شده طرحش را به پايان برساند تا آرمان خود را كه اصلاح تمام علوم و معارف بشری بود جامعه عمل بپوشاند.

فرانسيس بيكن منطق استقراء تجربی را برتر از روش‌شناسی علوم رياضی می‌داند و از اين نظر با «رنه دكارت» (فيلسوف فرانسوی كه پدر فلسفه مدرن ناميده شده است و يكی ديگر از بانيان علوم مدرن محسوب می شود) تفاوت دارد. از ديگر از آثار معروف فرانسيس بيكن به غير از كتاب «نو ارغنون» پيش رو، می‌توان از كتاب‌های «فزونی و ارجمندی دانش»، «تاريخ هانری هفتم»، «احيای بزرگ»، «مقالات»، «رد فلسفه‌ها»، «افكار و نتايج» و نهايتاً «آتلانتيس نو» را نيز نام برد.

يادآور می‌شود، كتاب «نو ارغنون» تأليف فرانسيس بيكن ترجمه محمود صناعی در تيراژ 1000نسخه و با قيمت 6500 تومان توسط انتشارات جامی منتشر شد.